اگه از سنگ دلم و چه دل تنگ دلم

اسم زیبای تو ارباب شده آهنگ دلم

نبینم کرب و بلات این میشه ننگ دلم

که چقدر تنگ دلم

 

باز دوباره تک و تنها خارج از نگاه دنیا

 

چشامو می بیندم آقا دلو می زنم به دریا

 

از همین جا پر می گیرم رو به شهر اول و آخر دنیا

 

و چه زیبا دل تنها در طواف صحن آقا

 

این طرف حضرت مولا اون طرف حریم سقا

 

چه شکوهی چه جلالی چه کمالی و چه وقاری

 

چه نگاری چه بهاری و حسین جان تو برایم همه دار و نداری

 

دوباره تیشه به دستم عاشقانه تر ز فرهاد

 

می کنم عکس یه شیش گوشه زیبا پشت پلکم

 

تا بتونم همیشه تو رو ببینم

 

باز دوباره دله تنگم به هوای تو دچاره

 

دوباره چشام می باره که آقام محل بزاره

 

که شاید بازم دوباره توی اون شهری که همتایی نداره

 

منو با زنجیر عشقش پای شش گوشه بیاره

 

لاقل شاید بتونم کنار مرقد عباس میون حریم احساس

 

کنار دست گل یاس کنار مقام اصغر و همون غنچه حساس

 

جونمو قربونی صورت ماهش کنم و تنم پیشکش راهش کنم

 

سرمو نذر نگاهش کنم و جلوی پای عاشقاش تو خون سرخ تنم

 

بتونم که دست و پایی بزنم

 

آرزوم اینه دم مرگ یه سلام بدم به آقا

 

بنوشم جام وصالو و به سلامتی آقا

 

موقع جون دادن من من رو به کربلا بگردونیدو

 

روضه حضرت عباس بخونید و دور من سینه زنیدو

 

من دیوونه کنید و تربتی زیر زبونم بزاریدو

 

رو تنم لباس مشکی حسین بکشیدو

 

واسه روضه عطش اشک بریزیدو

 

اشکاتون رو تن من بپاشیدو

 

هروله رو سینه من بکنیدو

 

استخونامو زیر پا بشکنیدو

 

تا که این غلام سیاهم یه جو آبرو بگیره

 

واسه من کفن زیاده که کسی به اربابم کفن نداده

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط محمد در جمعه 28 آذر1393 ساعت موضوع | لینک ثابت


وفاداری یک زن زمانی معلوم میشود که مردش هیچ نداشته باشد... وفاداری یک مرد زمانی معلوم میشود که همه چیز داشته باشد !


 

نوشته شده توسط محمد در جمعه 9 خرداد1393 ساعت موضوع | لینک ثابت


تو عشق بودی

این را

از رفتن‌ات فهمیدم!


 

نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 20 آبان1392 ساعت موضوع | لینک ثابت


دستـشُ میگیری
نگرانت میشم
دور میشی ، میری
نگرانت میشم
دست ـت رو میگیره
دور میشه ، میره
تو رو از دست دادن
تلخه ، نفس گیره
دستام یخ کردن
تو سرم آتیشه
وقتی هم از دورین
نگرانت میشه؟
هزار ساله که رفتی
من هنوز پشت شیشه ـم
موهاتُ باد برده
عطرشُ مونده پیشم
حالُ روزم خوبُ خوش نیست
بی تو نا آروم ـم
به یادت که میفتم
نگرانت میشم
نگرانت میشم ؛ نازکی، رنجوری
تویه ظاهرم نه ،یاغی و مغروری
چشمات میخندن ، تویه قاب ِ چوبی
نگرانت هستم ، روبراهی ، خوبی؟
هزار ساله که رفتی
من هنوز پشت شیشه ـم
موهاتُ باد برده
عطرشُ مونده پیشم
حالُ روزم خوبُ خوش نیست
بی تو نا آروم ـم
به یادت که میفتم
نگرانت میشم
بگو این بار، به دلش پابند نیست
تویه عکس تازه ـت باز هم میخندی؟
اون که پیش ـش بوده ، عشق هم حالیشه؟
اگه باز هم عاشقی شی
نگرانت میشه؟
هزار ساله که رفتی
من هنوز پشت شیشه ـم
موهاتُ باد برده
عطرشُ مونده پیشم
حالُ روزم خوب و خوش نیست
بی تو نا آروم ـم
به یادت که میفتم
نگرانت میشم


 

نوشته شده توسط محمد در جمعه 12 مهر1392 ساعت موضوع | لینک ثابت


اكثر مردم به همون شكلي زندگي مي‌كنن

كه ما براشون در نظر گرفتيم

اما هر از چند گاهي، آدم‌هايي مثل شما، ميان جلو

و همه ی موانعی رو که ما جلوی پاشون قرار میدیم کنار میزنن

آدمایی که میدونن << اختیار >> یه موهبته

وقتي مي‌شه ازش بهره برد كه

برای رسیدن بهش تلاش کنن

به عقيده‌ي من برنامه‌ي اصلي رييس، همينه

 شايد يه روز بياد كه ...

برنامه رو ما ننويسيم

بلكه خود شما بنويسيد!



 

نوشته شده توسط محمد در شنبه 26 مرداد1392 ساعت موضوع | لینک ثابت



گاهی معشوق،
بر خلاف قوانین فیزیک عمل می‌کند.
هر چه به او نزدیک‌تر می‌شوی، دورتر به نظر می‌رسد!
هر چه فاصله‌اش بیشتر می‌شود، بزرگ‌تر به نظر می‌رسد،
چشم می‌بندی، می‌بینیش
چشم باز می‌کنی، نیـست!
هرگاه،
دیدی چنین است،
صمیمانه به خودت،
تسلیت بگو...!


 

نوشته شده توسط محمد در جمعه 11 مرداد1392 ساعت موضوع | لینک ثابت


خسته ام دیگر از این فریاد ها
خسته از بی مهری و بیداد ها
خسته از دلبستگی و یاد ها
خسته از شیرین و از فرهاد ها

خسته ام ، خسته ام ، خسته ام ، خسته ..

خسته ام از این همه دیوانگی
خسته از نادانی فرزانگی
خسته از این دشمنان خانگی
خسته ام از این همه بیگانگی

خسته ام ، خسته ام ، خسته ام ، خسته ..

خسته ام از گردش چرخ فلک
خسته از تنهایی و شب های تک
خسته از ایمانم و تردید و شک

خسته از دیو و دَد و دوز و کلک

خسته ام ، خسته ام ، خسته ام ، خسته ..

خسته ام دیگر از این آوارها
خسته از سنگینی دیوارها
خسته از ظلم و بد و آزارها
خسته از بی عاری بیمارها

خسته ام ، خسته ام ، خسته ام ، خسته ..

خسته ام از تابش مهر و قمر
خسته از نامردمی های بشر
خسته از بی فطرتان بی هنر
خسته ام از خستگی ها بیشتر

خسته ام ، خسته ام ، خسته ام ، خسته ..


 

نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 13 خرداد1392 ساعت موضوع | لینک ثابت